حسين قرچانلو

119

جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )

جغرافيايى تأثير عميقى داشته است ؛ از جمله روايتى كه بنابر آن زمين به شكل مرغى است كه سر آن چين ، بال راست آن هند ، بال چپ آن خزر ، سينهء آن مكه ، حجاز ، شام ، عراق و مصر ، و دم آن افريقاى شمالى است . همين روايت اساس كار ترسيم نقشه در مكتب بلخى بوده است . احتمال دارد كه اين طرز تصور از مشاهدهء نقشه‌اى از زمين حاصل شده باشد كه از ايران قديم بر جاى مانده و اعراب به آن دسترسى پيدا كرده بودند . « 1 » نتيجهء كار دسته‌جمعى منجمان در زمان مأمون عباسى ( 198 - 218 ) تأليف جداول نجومى به نام الزيج الممتحن در نيمه اول قرن سوم بود . در همين زمان نقشه‌اى از عالم به نام « الصورة المأمونيه » نيز ترسيم شد . به گفته مسعودى اين نقشه بر نقشه‌هاى بطلميوس و مارينوس صورى ترجيح داشته است . مسعودى الصورة المأمونيه را با نقشه‌هاى بطلميوس و مارينوس صورى مقايسه كرده بود . « 2 » به گفتهء زهرى كه در سال 532 زندگى مىكرده ، ابراهيم بن حبيب فزارى ( يا محمد بن حبيب ) نسخه‌اى از اين نقشه تهيه كرده و كتاب الجغرافيهء زهرى نيز مبتنى بر همين نسخه بوده است . « 3 » چون مواد جغرافيايى كتاب زهرى بر اساس هفت كشور ايرانى تنظيم شده ، احتمالا الصورة المأمونيه مبتنى بر تركيبى از نظام ايرانى و نظام بطلميوسى بوده است . در اين نظام جهان مسكون به هفت اقليم موازى با خط استوا تقسيم مىشود كه براساس طول روز از هم مجزا مىشوند . كتاب صورة الارض خوارزمى كه فهرستى از نقشه‌هاى منطقه‌اى از هر يك از اقاليم است ؛ براساس نقشهء واحدى از عالم ( الصورة المأمونيه ) تنظيم شده است . « 4 » در نقشه‌هاى اين كتاب كه با نقشه‌هاى شناخته شدهء دورانهاى بعد اختلاف كامل دارد ، ابتكار فراوان به خرج داده شده است . اين كتاب بدان سبب كه از قديمترين آثار موجود نقشه‌كشى مسلمانان است اهميت دارد ؛ ولى متأسفانه براى قضاوت درباره مطالب كتاب و شناخت آن به منابع ديگر نياز داريم . قراين قوى نشان مىدهد كه صورة الارض فقط شرح نقشه‌اى است كه طبق روش بطلميوس كشيده شده است . اصل

--> ( 1 ) . علم جغرافيا و تطورات آن در جهان اسلام ؛ ص 2 . ( 2 ) . همان ؛ ص 95 . ( 3 ) . كتاب الجغرافيه ؛ ص 1 . ( 4 ) . « نقشهء جغرافيايى » ؛ ص 73 .